3 آذر 1404
سوالات متداول شما عزیزان در مورد روان درمانی وجودی
1چرا باید رنج بکشم؟ مگر من چقدر عمر میکنم که بخواهم این همه اذیت بشوم؟
"کرامتِ رنج" در روانکاوی، رنج نه امری صرفاً منفی، بلکه حاملِ حقیقتِ وجودی انسان است. انسان در مسیر رشدِ روانی، با رنجهایی روبهرو میشود که اگر درست زیسته و فهمیده شوند، به خاستگاهِ معنا، فردیت و دگرگونی بدل میگردند. این همان رنجِ درست است؛ رنجی که از تماسِ صادقانه با محدودیت، فقدان، ناکامی و دیگری برمیخیزد و در مسیرِ خودآگاهی، به تجربهای زاینده تبدیل میشود. رنجِ درست، نه از سرِ تسلیم است و نه از سرِ خودآزاری؛ بلکه از شجاعتِ نگاهکردن به خود، به تعارضات و به آنچه ترجیح میدهیم نبینیم، زاده میشود. چنین رنجی کرامت دارد، زیرا در آن فرد از موقعیتِ قربانیبودن فاصله میگیرد و به سوژهای بدل میشود که میپرسد، میفهمد و معنا میسازد. در برابرِ آن، رنجِ بیهوده قرار دارد؛ رنجی که تکراری، بسته و بیثمر است. رنجی که در چنبرۀ انکار، تکرارِ وسواسگونه، یا گرههای حلنشدهی انتقالی گرفتار میماند. این نوع رنج، بهجای آنکه انسان را به درون و به دیگری نزدیکتر کند، او را در خود زندانی میسازد. در چنین رنجی، درد هست اما معنا نه؛ تداوم هست اما رشد نه. وظیفۀ رواندرمانی، نه زدودنِ رنج، بلکه تبدیلِ رنج بیهوده به رنجِ باکرامت است. در اتاق درمان، فرد یاد میگیرد به جای فرار از رنج، آن را تاب بیاورد، گوش دهد و بفهمد که پشت هر درد، پیامی نهفته است. در این معنا، رنج به پلی میانِ ناهشیار و آگاهی بدل میشود؛ پلی که از دلِ آن، امکانِ تازهای برای بودن، برای عشقورزیدن و برای اندیشیدن زاده میشود. کرامتِ رنج در آن است که ما را انسانتر میکند، چرا که تنها از رهگذرِ رنج است که میتوانیم بفهمیم عشق، آزادی و مسئولیت چه معنا دارند.
2This is the 2nd question
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Mauris eu massa orci.
2 آذر 1404
رواندرمانی وجودی روان درمانی وجودی رویکردی انسانمحور و ژرف است که دغدغههای اساسی بشر، مانند مرگ، آزادی، تنهایی و معنا را محور فرایند درمان قرار میدهد. درمانگر […]
2 آذر 1404
"رواندرمانی وجودی رویکردی انسانمحور است که دغدغههای عمیق وجودی مانند مرگ، آزادی، پوچی و تنهایی را محور درمان قرار میدهد. این رویکرد با تاکید بر مسئولیت انتخاب، پذیرش محدودیتها و ساخت معنا در مسیر زندگی، به فرد کمک میکند با رنج و اضطراب بنیادین خود آگاهانه مواجه شود و زندگی اصیلتری را تجربه کند. در این مقاله به اصول، تکنیکها و کاربردهای عملی رواندرمانی وجودی پرداختهایم."
1 آذر 1404
روانپویشی کوتاهمدت: مفاهیم و فرآیند درمان روانپویشی کوتاهمدت (Short-Term Psychodynamic Psychotherapy) یکی از رویکردهای معاصر درمانی است که با حفظ اصول اساسی نظریههای روانپویشی، تلاش میکند […]
27 مهر 1404
در رویکرد روانپویشی باور بر این است که بسیاری از رفتارها، انتخابها و احساسات ما ریشه در بخش ناهشیار ذهن دارند؛ بخشهایی از تجربههای گذشته که ممکن است به شکل مستقیم به یاد نیاوریم اما تأثیرشان را در روابط امروز حس میکنیم. یکی از جلوههای مهم این فرآیند، تکرار الگوهای عاطفی و رفتاری دوران کودکی در روابط بزرگسالی است.
27 مهر 1404
تعریف آزادی در رواندرمانی وجودی آزادی یعنی انسان در نهایت مسئول انتخابهای خود است. هیچ ساختار بیرونی، هیچ تقدیر از پیش تعیینشده و حتی گذشتهٔ فرد، بهطور کامل او را مقید نمیکند. آزادی یعنی نبودِ تکیهگاه قطعی: ما قوانین و معناهای آماده نداریم که مثل نسخهای آماده بر زندگیمان تحمیل شوند. باید خودمان مسیر و معنا بسازیم.
27 مهر 1404
تحلیل رواندرمانی وجودی درباره معنا و رنج: پارادوکس انسانی
27 مهر 1404
1. تعریف پدیده: کجای ماجرا ایستادهایم؟ انسان همواره موجودی است در کشاکش دو نیرو: آرزو: تصویری از آنچه باید باشد، میخواستیم باشد، یا حس میکنیم لایق آن هستیم. واقعیت: آنچه هست، با همهی محدودیتها، کاستیها، انتخابهای دیگران، و حدود هستی. تضاد میان این دو، همانجایی است که اضطراب هستیشناختی زاده میشود. جایی که فرد میپرسد: "چرا نشد؟ چرا من؟ چرا اونطوری که باید پیش نرفت؟"
26 مهر 1404
تحلیل احساس پوچی از دیدگاه روانشناسی وجودی (اگزیستانسیال)، به بررسی ریشههای هستیشناختی، معنایی، و انسانی این تجربه میپردازد. در ادامه، تحلیلی جامع از این احساس ارائه میدهم: تعریف احساس پوچی احساس پوچی (Existential Emptiness یا Meaninglessness) حالتی درونی است که در آن فرد جهان، خود، و زندگی را بیمعنا، تهی و بیهدف تجربه میکند. در این حالت، ارزشها، باورها، و پیوندهای وجودی فرو میریزند و نوعی خلأ روانی و معنوی شکل میگیرد.









