
تحلیل روان درمانی وجودی درباره معنا و رنج: پارادوکس انسانی
27 مهر 1404
ناهشیار و روابط عاطفی؛ بازگشت تجربههای گذشته در زمان حال
27 مهر 1404آزادی در رواندرمانی وجودی مفهومی عمیق و بنیادین است که انسان را فراتر از محدودیتهای بیرونی و جبریات زندگی میبیند. در این رویکرد، به معنای توانایی انتخاب نگرش و رفتار در هر شرایطی است؛ حتی زمانی که هیچ چیز دیگری در کنترل ما نیست. ویکتور فرانکل این را «آخرین آزادی انسان» مینامد که هیچ دیکتاتوری، بیماری یا سرنوشتی نمیتواند از ما بگیرد.
این آزادی اما بدون مسئولیت و اضطراب همراه نیست؛ هر چه بیشتر آزاد باشیم، بیشتر با واقعیت مسئولیت کامل زندگی خود روبهرو میشویم.یعنی انسان در نهایت مسئول انتخابهای خود است. هیچ ساختار بیرونی، هیچ تقدیر از پیش تعیینشده و حتی گذشتهٔ فرد، بهطور کامل او را مقید نمیکند. یعنی نبودِ تکیهگاه قطعی: ما قوانین و معناهای آماده نداریم که مثل نسخهای آماده بر زندگیمان تحمیل شوند. باید خودمان مسیر و معنا بسازیم.
بهعنوان مسئولیت همیشه با مسئولیت گره خورده است. وقتی میپذیریم آزادیم، باید مسئول عواقب انتخابهایمان هم باشیم. در رواندرمانی وجودی، درمانگر به مراجع کمک میکند تا ببیند بسیاری از وضعیتهایی که به «دیگران» یا «شرایط» نسبت میدهد، درواقع انتخابها و موضعگیریهای خودش است.
اضطراب آزادی چالش اصلی انسان مدرن با نوعی اضطراب وجودی همراه است؛ یالوم آن را “Dizziness of Freedom” یا سرگیجهٔ آزادی مینامد. چون وقتی میفهمیم هیچ چارچوب مطلقی ما را هدایت نمیکند، با خلأ، بلاتکلیفی و مسئولیت سنگین روبهرو میشویم. این اضطراب اگر انکار یا سرکوب شود، به بیگانگی از خود و دیگری میانجامد؛ اما اگر پذیرفته شود، به رشد و اصالت منجر میگردد.
آزادی در روان درمان وجودی درمانگر وجودی را به مراجع یادآوری نمیکند بلکه آشکار میسازد: نشان میدهد که فرد چگونه با انتخابهایش در ساختن زندگیاش دخیل است. درمانگر به جای دادن پاسخ یا نسخه، فضایی فراهم میکند تا مراجع به امکانهای خودش نگاه کند و انتخابهایش را بازبینی نماید.
آزادی و اصالت (Authenticity) اصالت یعنی فرد انتخابهایش را آگاهانه، بر اساس ارزشهای خود و نه صرفاً فشار بیرونی، انجام دهد. وقتی مراجع به خود واقف شود، میتواند زندگیای اصیلتر بنا کند، حتی اگر این کار با رنج همراه باشد.
آزادی در رواندرمانی وجودی به معنای «هر کاری خواستن» نیست. ما در چارچوب بدن، زمان، مرگ، و شرایط اجتماعی زندگی میکنیم. معنا این است که چگونه در دل محدودیتها انتخاب کنیم و موضع بگیریم. ویکتور فرانکل میگفت: «بین محرک و پاسخ، فضایی هست؛ و در آن فضا، ما نهفته است.»
آزادی در روان درمانی وجودی بهمثابه تجربهٔ زیسته از دید پدیدارشناسی، یک «مفهوم انتزاعی» نیست، بلکه یک کیفیت تجربهای است: فرد آن را زمانی لمس میکند که متوجه میشود میتواند «طور دیگری باشد» یا «طور دیگری انتخاب کند». در سطح آگاهی بهصورت «گشودگی امکانات» تجربه میشود: یعنی جهان فقط یک مسیر ندارد، بلکه چندین امکان برای بودن و شدن پیش روی من باز است.
آزادی و گشودگی به جهان در پدیدارشناسی هستیشناختی (هایـدگر): یعنی «گشودگی دازاین به امکانها». ما همیشه در یک «جهان ـ در ـ حال» پرتاب شدهایم (شرایط تاریخی، فرهنگی، جسمانی). اما در همین پرتابشدگی، هنوز گشایش به امکانهای دیگر داریم. پس تجربهای است بین دو قطب: پرتابشدگی (محدودیتها) و امکانمندی (انتخابها).
آزادی بهمثابه مسئولیت پدیداری پدیدارشناسی را در تجربهٔ زیستهٔ مسئول بودن نشان میدهد: وقتی من کاری را انجام نمیدهم یا انتخابی را به تعویق میاندازم، تجربهام این است که «این من بودم که نکردم»، حتی اگر شرایط دشوار بوده باشد. تجربهٔ همیشه با «بازتاب خویشتن» همراه است: دیدن اینکه من در کجای این موقعیت قرار دارم و چه نسبتی با آن برقرار میکنم.
اضطراب آزادی در سطح پدیداری وقتی امکانات متعدد در برابر من گشوده میشود، تجربهٔ من میتواند «سبکی، سرگیجه یا بیقراری» باشد. این اضطراب پدیداری همان لحظهای است که فرد حضور آن را حس میکند: حس میکند هیچکس به جای او تصمیم نخواهد گرفت و هیچ معنای آمادهای وجود ندارد.
روش پدیدارشناختی در درمان در رواندرمانی وجودی با رویکرد پدیدارشناسی: درمانگر آن را به مراجع تحمیل نمیکند بلکه تجربههای او را بازتاب و روشن میکند. مثال: وقتی مراجع میگوید «من مجبور بودم این کار را بکنم»، درمانگر با پرسش پدیدارشناسانه کمک میکند فرد به تجربهاش بازگردد: «وقتی میگی مجبور بودی، دقیقا چه حسی داشتی؟» «آیا هیچ امکان دیگری در ذهنت آمد اگر عملیاش نکردی؟» این پرسشها باعث میشود فرد دوباره آن را در تجربهٔ زیستهاش کشف کند.
جمعبندی پدیدارشناختی آزادی یعنی تجربهٔ گشودگی به امکانها در دل محدودیتها. همیشه بهصورت مسئولیتپذیری زیسته آشکار میشود. اضطراب، سایهٔ اجتنابناپذیر است، و درمانگر به جای خاموش کردنش، کمک میکند مراجع آن را تحمل و معنا کند.
مفهوم آزادی از نگاه ویکتور فرانکل و رولو می چگونه است؟
فرانکل معتقد است آخرین آزادی انسان، انتخاب نگرش در برابر سرنوشت است. رولو می نیز تأکید میکند که آزادی همراه با مسئولیت و اضطراب است و انسان باید با آن روبهرو شود.
پیوند آن با چهار دغدغهٔ وجودی یالوم
آزادی در روان درمانی وجودی در کنار مرگ، تنهایی، و بیمعنایی یکی از چهار هستهٔ اصلی اضطراب وجودی است.
یالوم توضیح میدهد که از این جهت اضطرابزا است که ما را با «بیریشگی» روبهرو میکند: اینکه هیچکس و هیچچیز برای ما تصمیم نخواهد گرفت، و هر گامی که برمیداریم، اثری برگشتناپذیر بر مسیر زندگیمان میگذارد.
دفاعهای روانی در برابر آزادی
سه مکانیسم مهم که یالوم مطرح میکند:
انکار مسئولیت: فرد میگوید «من مجبور بودم»، «چاره نداشتم».
واگذاری انتخاب به دیگری: فرد میگذارد دیگران تصمیم بگیرند تا اضطراب انتخاب را حس نکند.
جبرگرایی افراطی: نسبت دادن زندگی به تقدیر، ژن، گذشته یا شرایط
درمان وجودی تلاش میکند این گریزها را آشکار کند، نه برای سرزنش، بلکه برای آگاهسازی و بازگرداندن فرد به مرکز انتخابگریاش.
آزادی و رابطهمندی
گرچه بر فردیت تاکید دارد، اما در خلأ تجربه نمیشود. زمانی آشکار میشود که فرد در روابط انسانی نیز احساس کند میتواند انتخاب کند:
انتخاب در نحوهٔ پاسخ دادن
انتخاب در نحوهٔ نزدیک شدن یا فاصله گرفتن
انتخاب در نحوهٔ تعیین حدود
بنابراین آزادی و مسئولیت همواره با «رابطه» پیوند دارند.
رویکرد وجودی آزادی را انکار نمیکند؛ بلکه نشان میدهد:
گذشته اثر دارد، اما تعیینکنندهٔ مطلق نیست.
فرهنگ محدود میکند، اما زندان کامل نیست.
حتی در کوچکترین فضاهای زندگی، «لحظهٔ انتخاب» وجود دارد.
این پیام میتواند برای مراجعانی که احساس میکنند «زندگی بر آنها تحمیل شده»، نقطهٔ تحول باشد.
نقش بدن و زیستبودگی در تجربهٔ آزادی
پدیدارشناسانی مثل مرلو-پونتی تأکید میکنند که فقط یک مفهوم ذهنی نیست؛
در بدن و زیستجهان فرد نیز ریشه دارد.
مثال: گاهی فرد میگوید «انگار بدنم اجازه نمیدهد انتخاب کنم».
در چنین لحظاتی درمانگر وجودی به جای تحلیل شناختی، به تجربهٔ بدنی، تنفس، و حس درونی فرد نزدیک میشود تا ببیند آزادی چگونه در بدن زیسته یا مسدود شده است.
آزادی و معنای شخصی
درمان وجودی آن را به معنای خلق یک مسیر «اصیل» میداند؛ اما این مسیر همیشه از ارزشهای عمیق فرد برمیخیزد.
وقتی مراجع بفهمد که:
انتخابهایش منعکسکنندهٔ ارزشهای زیستهٔ اوست
و نه صرفاً واکنشهای دفاعی یا نقشهای تحمیلشده
آنگاه آزادی به معنای الزام برای معنا ساختن ظهور میکند.
اینجاست که آزادی به سمت نیرویی سازنده تبدیل میشود.
Yalom, I. D. Existential Psychotherapy.
Yalom, I. D. The Gift of Therapy.
May, R. The Courage to Create.
May, R. The Meaning of Anxiety.
Frankl, V. Man’s Search for Meaning.
Heidegger, M. Being and Time.
van Deurzen, E. Existential Counselling & Psychotherapy in Practice.
Spinelli, E. Practising Existential Therapy: The Relational World.
مقالات کلیدی
van Deurzen, E. (2002). Existential Freedom in Therapy.
Cooper, M. (2003). Existential Therapies: An Introductory Overview.
Spinelli, E. (2015). Phenomenology and Psychotherapy.
پرسشهای متداول
سوال آزادی در رواندرمانی وجودی چیست؟
جواب: در رواندرمانی وجودی یعنی انسان قادر است در هر شرایطی انتخاب کند و برای زندگی خود معنا بسازد؛ حتی در سختترین موقعیتها مانند بیماری یا اسارت.
سوال: آزادی در رواندرمانی وجودی چه ارتباطی با مسئولیت دارد؟
جواب: در رویکرد وجودی، هر آزادیای با مسئولیت کامل همراه است. هر انتخابی که میکنیم، مسئولیت پیامدهایش را نیز به عهده میگیریم.
سوال: اضطراب آزادی در رواندرمانی وجودی یعنی چه؟
جواب: اضطراب زمانی پدیدار میشود که انسان متوجه میشود هیچ بهانه و سرنوشت از پیش تعیینشدهای وجود ندارد و خودش کاملاً مسئول زندگیاش است.
سوال: چگونه میتوان در مشاوره وجودی به آزادی واقعی رسید؟
جواب: با پذیرش مسئولیت انتخابها، مواجهه صادقانه با اضطراب وجودی، و تلاش برای زندگی اصیل و معنادار میتوان به آزادی واقعی دست یافت.





