سوالات متداول شما عزیزان در مورد روان درمانی وجودی

1چرا باید رنج بکشم؟ مگر من چقدر عمر می‌کنم که بخواهم این همه اذیت بشوم؟
"کرامتِ رنج" در روانکاوی، رنج نه امری صرفاً منفی، بلکه حاملِ حقیقتِ وجودی انسان است. انسان در مسیر رشدِ روانی، با رنج‌هایی روبه‌رو می‌شود که اگر درست زیسته و فهمیده شوند، به خاستگاهِ معنا، فردیت و دگرگونی بدل می‌گردند. این همان رنجِ درست است؛ رنجی که از تماسِ صادقانه با محدودیت، فقدان، ناکامی و دیگری برمی‌خیزد و در مسیرِ خودآگاهی، به تجربه‌ای زاینده تبدیل می‌شود. رنجِ درست، نه از سرِ تسلیم است و نه از سرِ خودآزاری؛ بلکه از شجاعتِ نگاه‌کردن به خود، به تعارضات و به آن‌چه ترجیح می‌دهیم نبینیم، زاده می‌شود. چنین رنجی کرامت دارد، زیرا در آن فرد از موقعیتِ قربانی‌بودن فاصله می‌گیرد و به سوژه‌ای بدل می‌شود که می‌پرسد، می‌فهمد و معنا می‌سازد. در برابرِ آن، رنجِ بیهوده قرار دارد؛ رنجی که تکراری، بسته و بی‌ثمر است. رنجی که در چنبرۀ انکار، تکرارِ وسواس‌گونه، یا گره‌های حل‌نشده‌ی انتقالی گرفتار می‌ماند. این نوع رنج، به‌جای آن‌که انسان را به درون و به دیگری نزدیک‌تر کند، او را در خود زندانی می‌سازد. در چنین رنجی، درد هست اما معنا نه؛ تداوم هست اما رشد نه. وظیفۀ روان‌درمانی، نه زدودنِ رنج، بلکه تبدیلِ رنج بیهوده به رنجِ باکرامت است. در اتاق درمان، فرد یاد می‌گیرد به جای فرار از رنج، آن را تاب بیاورد، گوش دهد و بفهمد که پشت هر درد، پیامی نهفته است. در این معنا، رنج به پلی میانِ ناهشیار و آگاهی بدل می‌شود؛ پلی که از دلِ آن، امکانِ تازه‌ای برای بودن، برای عشق‌ورزیدن و برای اندیشیدن زاده می‌شود. کرامتِ رنج در آن است که ما را انسان‌تر می‌کند، چرا که تنها از رهگذرِ رنج است که می‌توانیم بفهمیم عشق، آزادی و مسئولیت چه معنا دارند.
2This is the 2nd question
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Mauris eu massa orci.